مسجد

مقدمه

روزها همچنان از پی هم می‌گذرند و دوباره محرم با آن حال و هوای سحرانگیزش از راه می‌رسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام می‌رسد و نوای «یاحسین» گوش جان را نوازش می‌دهد. زمزمه‌ای كه همواره ورد زبان ملت ایران بوده و با نشأت گرفتن از زمزمه‌ها و نام حسین(ع) بود كه توانستند چنان حوادثی را بیافرینند به طوری كه با گذشت زمان هنوز فعل حسینی‌شان در اذهان حك شده باقی مانده است.

 

امام حسین ( ع ) به همراه 72 تن از یاران صدیقش حماسه‌ای خلق كرد كه حتی با یادآوری آن می‌توان به عظمت این نهضت حسینی پی برد و برای حركتها و مبارزات ظلم‌ستیزانه بعدی، در طول تاریخ پس از امام(ع) و یارانش الگویی گشت. در باره رویداد عاشورا بسیار گفته و نوشته‏اند. باز هم جاى گفتن و نوشتن باقى است، چرا كه این رویداد از چنان ابعاد بزرگ و گسترده‏اى برخوردار است كه هر چه بیش‏تر به تحلیل و بررسى آن پرداخته شود زوایاى نوتر و تازه‏ترى از آن آشكار خواهد شد. عاشورا نه یك حادثه كه یك فرهنگ است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب كه نقش حیاتى را در استحكام ریشه ها، رویش شاخه ها و رشد بار و برهاى آن ایفا كرده است. عاشورا هیچ گاه در محدوده زمان و جغرافیاى خاصى محصور نمانده است، بلكه همواره الهام بخش تشیع در راستاى حركت ها، جنبش ها و قیام هاى راستین شیعه ـ پل بسیارى از نهضتهاى دیگر ـ در برابر كانون هاى ظلم و كفر و نفاق بوده است. قیام عاشورا از سال 61 هجرى تا امروز همچون چشمه‏اى جوشان و خروشان از آب زلال و گواراى خود تشنگان معرفت و حقیقت را سیراب كرده، و الهام‏بخش بسیارى از نهضت‏هاى حقّ علیه باطل بوده است. انقلاب اسلامى، به رهبرى امام خمینى(ره) از عاشورا حسینی الهام گرفت. وصیت نامه ی ـ الهی امام خمینی(ره) نیز این مفاهیم را بیان می‌دارد كه هر كس خود را بیشتر برای ظلم محیا كنید ، ظالم بیشتر می‌شود و اگر در برابر ظالم ایستادگی كنید ظلم از بین می‌رود. ت شیعه همواره براى حراست از كیان فرهنگ عاشورا، نه فقط آن را در طول اعصار متمادى بازگو كرده است، بلكه حتى به بازسازى آن و پاسدارى از ارزش هاى ناشى از آن پرداخته است. بازسازى مضامین و مفاهیم بلند فرهنگ عاشورا در هر عصر و زمانى به فراخور حال آن زمان، تأثیر بسیار شگرف و سازنده اى در راه پیشبرد اهداف مقدسى همچون نشر معارف و فرهنگ اسلام ناب، بر جاى نهاده است. تاریخ شیعه گواه صادق و روشنى از این بازسازى‏ها است. این بار نیز آذرخشى دیگر از آسمان كربلا درخشید كه نور آن مشعل فروزان راه حق طلبان و حقیقت جویان، و ابهت و صلاى آن، در هم كوبنده الحاد و نفاق است. عاشورا رسالت بزرگى را بر دوش همه دینداران به ویژه آگاهان جامعه نهاده است. همگان پس از شناخت ابعاد آن موظف‏اند خود و جامعه خود را با آن مقایسه و از آن درس و عبرت بیاموزند، چرا كه زنده بودن تاریخ به ترسیم و تصویب آن و سنجش خودمان با آن است. از این روى، سخنی هر چند كوتاه پیرامون اساسى‏ترین بعد این حادثه بزرگ است كه در بخشی از آن تحت عنوان « عاشورا در محرم » كه بر گرفته از موضوعات مختلف پیرامون این حادثه تاریخی خواهد بود بیان می گردد .

 

تولد تاریخ

پنجاه سال از غروب آفتاب آسمانی وحی می‏گذشت و بیش از بیست سال بود كه زمین و زمان از تابش خورشید قسط و عدالت محروم شده بود، پنجاه سال پیش از این، پیامبر اسلام(ص) رحلت فرموده بود و در طول این نیم قرن تنها چهار سال و نه ماه آفتاب عدالت درخشیده بود، دیگر هرچه بود سیاهی بود و ستم، ظلم بود و ظلمت، و هرچه عقربه ‌تاریخ پیشتر می رفت سیطره‌ سیاهی و ستم بیشتر می‏شد و این سیطره چنان باسرعت پیش می‏رفت كه دیگر امید به نور نجاتی نبود، می‏رفت كه نام قرآن و اسم اسلام نیز به فراموشی سپرده شود و این، یعنی محو حقایق و نابودی انسانیت و به باد دادن تمام زحمات و خدمات پیامبران و اصلاحگران تاریخ؛ به عبارت دیگر تحریف و تدفین تاریخ، تاریخی كه رسولان حق، از آدم تا خاتم به آفرینش آن كمر همت بسته بودند و با تحمل سختیهای طاقت‏فرسا و با صداقت و صمیمیت فوق العاده خویش آن را ساخته بودند و چه میثم‏ها كه در حراست از آن به سر دار نرفته و چه ابوذرها كه به خاطرآن، شكنجه و تبعید نشده بودند و از همه مهمتر حضرت علی(ع) آن عین عدل و عرفان و انسان كامل در این راه مقدس شهید شده و با خون خویش و این ابرمرد، كسی جز امام حسین(ع) و این كار سترگ، جز با حماسه بی‏نظیر كربلا، نمی‏توانست باشد این كار با منبر و خطابه یا با نوشتن نامه و رساله تحقق نمی‏یافت، خون خـدا می‏بایست دین خدا را از نو زنده كند و با شهادت خویش حجاب از چهره‌ اهل تزویر بردارد . حضرت با آگاهی تمام به آخركار وبا شوق واشتیاقی وصف ناپذیر به دیدار دوست به راه افتاد ورفت كه كربلا راعرش عشق وعاشورا را قیامت قرآن وتولد تاریخ كند كه كرد وحیرت آبادی را بنام كربلا تا ابد زنده وبالنده دربلندای ابدیت پدید آورد كه هنوز هم كه هنوز است جهانخواران وزورمداران وریا كاران تا نام كربلا وعنوان عاشورا را می شنوند خوابشان آشفته می شود و كربلا بزرگترین و مهیب‏ترین كابوسی است كه خواب را بر چشم همه یزیدیان حرام كرده است .

 

حسین بن على ( ع )

امام سوم شیعیان،شهید كربلا و خون خدا،كه نهضت عاشورا بر محور فداكارى و جان فشانى آن حضرت شكل گرفت و تاریخ بشرى را سرشار از حماسه و ایثار كرد و درس آزادگى و عزت به انسان داد و با خون خویش كه در كربلا ریخت،درخت اسلام آبیارى شد و امت مسلمان بیدار گشت. سومین امام معصوم، در سوم (یا چهارم) شعبان سال چهارم هجرى در شهر مدینه دیده به جهان گشود. او دومین ثمره پیوند فرخنده حضرت على (ع) و حضرت فاطمه ( س ) دختر پیامبر اسلام (ص) بود. رسول خدا «ص» نام فرزند حضرت زهرا «ع» را «حسین» نهاد.وى مورد علاقه شدید پیامبر خدا «ص» بود و آن حضرت در باره او فرمود: «حسین منى و انا من حسین…»

 

حسین بن على (ع) مدت شش سال از دوران كودكى خود را در زمان جد بزرگوار خود سپرى كرد و پس از آن حضرت، مدت سى سال در كنار پدرش امیرمومنان حضرت علی (ع) زندگى كرد و در حوادث مهم دوران خلافت ایشان به صورت فعال شركت داشت . پس از شهادت امیر مومنان حضرت علی ( ع ) (در سال 40هجرى) امامت به حسن بن على «ع» رسید ، همچون سربازى مطیع رهبر و مولاى خویش و همراه برادر بود . پس از انعقاد پیمان صلح،با برادرش و بقیه اهل بیت «ع» به مدینه آمدند . مدت ده سال در صحنه ى و اجتماعى در كنار برادر بزرگ خود حسن بن على (ع) قرار داشت و پس از شهادت امام حسن(ع) (در سال 50هجرى) بار امامت به دوش سید الشهدا قرار گرفت در آن دوران ده ساله كه معاویه بر حكومت مسلط بود، امام حسین«ع»همواره یكى از معترضین سرسخت نسبت به تهاى معاویه و دستگیریها و قتلهاى او بود و نامه‏هاى متعددى در انتقاد از رویه معاویه در كشتن یاران وفادار به حضرت على «ع» بودند و پیرامون اعمال ناپسند دیگر او نوشت.

 

در عین حال،حسین بن على «ع» یكى از محورهاى وحدت شیعه و از چهره‏هاى برجسته و شاخصى بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموى از نفوذ شخصیت او بیم داشت . با مرگ معاویه در سال 60 هجرى ، یزید به والى مدینه نوشت كه از امام حسین«ع»به نفع او بیعت بگیرد . اما سید الشهدا كه فساد یزید و بى‏لیاقتى او را مى‏دانست، از بیعت امتناع كرد و براى نجات اسلام از بلیه سلطه یزید كه به زوال و محو دین مى‏انجامید ، راه مبارزه را پیش گرفت.از مدینه به مكه هجرت كرد و در پى نامه نگاریهاى كوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت براى آمدن به كوفه،آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه‏هایى براى شیعیان كوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ كوفیان در بیعتشان با مسلم بن عقیل،در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجرى از مكه به سوى عراق،حركت كرد. پیمان‏شكنى كوفیان و شهادت مسلم بن‏عقیل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سیدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و یاران به سوى كوفه مى‏رفت، پیش از رسیدن به كوفه در سرزمین «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت . تسلیم نیروهاى یزیدى نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین،مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسید،از آن پس،كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگى شد و كشته شدن وى،سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدان‏هاى خفته گردید.

 

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: عاشورا ,امام ,حضرت ,اسلام ,كربلا ,تاریخ ,قرار گرفت ,قرار داشت ,پیامبر اسلام ,است، بلكه ,امام حسین
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

27 شهریور ماه، سالروز وفات استاد شهریار  می باشد که به پاس خدمات ارزشمند ایشان  در اعتلاي فرهنگ و ادب ايران،‏‏ این روز با تصويب شوراى عالى انقلاب فرهنگى " روز ملى شعر و ادب " نامگذاری شده.

 

یکی از آثار معروف استاد شهریار، منظومه "حیدربابایه سلام" می باشد که به زبان آذری فرهنگ و زندگی مردم آذربایجان در آن نقش بسته است. که در آن علاوه بر آداب و رسوم و عادت‌هاي عاميانه مردم ، طبيعت و زيبائي‌هاي آن ، ارزشهاي اخلاقي، مسائل و معضلات اجتماعي به طور برجسته از اعتقادات باورهای دینی مردم نیز سخن به میان رفته است. چراکه ‎ شاعر به دليل انتصابش به خاندان مقدس سادات و رشد در محيطي كاملاً مذهبي، در اين منظومه بسان ساير اشعارش تاثير زيادي از باورهاي ديني گرفته است. شاعري كه از دوران كودكي با قرآن مانوس مي­باشد، بالطبع زندگي شعري‌اش نيز تحت‌الشعاع مفاهيم ديني قرار خواهد گرفت. وي در اين قلمرو گاه خاطرات خود را از برگزاري مراسم مذهبي مانند بدرقه زائرين كربلا، مناجات روحاني روستا و دسته های عزاداری حسینی و ... يادآور مي‌شود و گاهي با پند و اندرز، مردم را به دوري از وسوسه شيطان فرا مي‌خواند و يا با ابراز نگراني و انتقاد نسبت به كم‌رنگ شدن جنبه‌هاي مذهبي زندگي مردم، آنان را به تلاش در جهت احياي ارزشهاي ديني دعوت مي‌كند:

 

 

 

 

 

بند 118: شيطان بيزديم قبله ميزي چوندروب

 

آللاه ديين يولدان بيزي دوندروب

 

ايلانلي چشمه‌يه بيزي گوندروب

 

                               منت قويور كي آرخنيز نهر اولوب

 

                               بيز گوروروك سولار بيزه زهر اولوب

 

 

 

ترجمه: شيطان، بِدورمان كند از قبله‌گاه خويش

 

تا در كشد، به فتنه‌گري، سوي راه خويش

 

زان پس برافكند به پر از مار چاه خويش

 

                                   منت نهد كه جوي مرا نهر كرده است

 

                                  بينم عيان كه نهر مرا زهر كرده است

 

 

 

 

 

و نمونه‌هاي زير نيز نشانگر تاثير شاعر از سرگذشت شخصيت‌هاي مذهبي است:

 

 

 

بند 13: گؤز ياشينا باخان اوًلسا، قان آخماز

 

انسان اوًلان خنجر بئلينه تاخماز

 

آمما حئييف كوًر توتدوغون بوراخماز

 

                بهشتيميز جهنم اوًلماقدادير!

 

                 ذي‌حجه‌ميز محرم اوًلماقدادير!

 

 

 

ترجمه: بر اشك چشم خلق اگر باشد التفات

 

         رنگين ز خون نمي‌شود اين چهره حيات

 

         خنجر نبندد آن كه اصيل است و پاكذات

 

                     ما را، بهشت، رنگ جهنم گرفته است

 

                     ذيحجه‌مان هواي محرم گرفته است

 

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 


مسجد

مشخصات

اين روز، پر آوازه ترين روزهاى سال و خاطره آميزترين تاريخ بشرى است . دراين روز بزرگ ، پاى مردى ، فداكارى و سربلندى گروه اندكى از انسان هاى به خدا پيوسته و در برابر ده ها هزار مردان جنگى و جنايت پيشه به نمايش ‍ درآمد. اين روز، روز فداكارى امام حسين عليه السلام و ياران باوفاى وى مى باشد و تا ابد به آنان تعلق خواهد داشت . در اين روز، حوادث و رويدادهاى مهمى در سرزمين كربلا به وقوع پيوست كه براى هميشه در تاريخ انسان ها ثبت و درج خواهد ماند.در اين جا به طور گذرا به اهم رويدادهاى روز عاشورا مى پردازيم:

 

الف - قبل از شهادت امام حسين عليه‌السلام:

 

1 - تنظيم سپاه:

امام حسين عليه السلام پس از نماز صبح ، سپاه خويش را كه متشكل از 32 تن سواره و 40 تن پياده بودند، به سه دسته تقسيم كرد. دسته اول را در بخش ميمنه ، دسته دوم را در بخش ميسره و دسته اى را ميان آن دو قرار داد. فرماندهى بخش ميمنه را به ((زهير بن قين )) و فرماندهى بخش ميسره را به ((حبيب بن مظاهر)) واگذار كرد و خود در وسط دو سپاه مستقر شد و بيرق سپاه را به برادرش عباس بن على عليه السلام معروف به قمر بنى هاشم سپرد و خيمه ها را در پشت سر قرار داد. عمر بن سعد نيز سپاهيان جنايت پيشه خود را به چند گروه تقسيم كرد. وى ، فرماندهى بخش ميمنه را به عمر بن حجاج ، فرماندهى بخش ميسره را به شمر بن ذى الجوشن ، فرماندهى سواره نظام را به عروه بن قيس و فرماندهى پياده نظام را به شبث بن ربعى واگذار كرد. وى بيرق ، ننگين سپاه خود را به غلامش ((دريد)) سپرد. دو سپاه در برابر يك ديگر صف آرايى كرده و براى آغاز نبرد سرنوشت ساز، لحظه شمارى مى كردند.

 

2 - اندرزهاى پيش از نبرد

امام حسين عليه السلام براى پيش گيرى از نبرد و خون ريزى نيروهاى دو طرف ، تلاش زيادى به عمل آورد و از هر راه ممكن مى خواست از كشتار مسلمانان جلوگيرى نمايد و خون كسى بر زمين نريزد. ولى دشمن كه مغرور از كثرت سپاه خود و قلت ياران امام عليه السلام بود، به هيچ صراطى مستقيم نبود و به هيچ پيشنهادى پاسخ مثبت و كار ساز نمى داند و خواهان تعيين تكليف از راه نبرد و خون ريزى بود. امام حسين عليه السلام در روز عاشورا، برخى از ياران خود را به نزد سپاه دشمن فرستاد تا با آنان گفت و گو كرده و با بيان حقايق و واقعيت ها، آنان را از شرارت و جنايت منصرف كنند. آن حضرت ، خود نيز بارها براى اندرز سپاه كفر پيشه دشمن ، پا پيش نهاد و با بيان خطبه هايى روشن گر، آنان را به حفظ آرامش و عدم خون ريزى دعوت كرد و از جنگ و مبارزه بازداشت .  ولى جز تعدادى اندك كه از خواب غفلت بيدار شده و حقيقت را دريافتند و به سپاه آن حضرت پيوستند، بقيه آنان در ضلالت و گمراهى خويش باقى مانده و بر آغاز جنگ اصرار مى كردند.

 

3 - پشيمانى حر بن يزيد

حر بن يزيد تميمى كه از فرماندهان جنگاور و دلير عمر بن سعد بود و همو بود كه در وهله نخست ، راه را بر امام حسين عليه السلام بست و او را به اجبار و اكراه به كربلا رهسپار گردانيد گردانيد: وقتى بزرگوارى امام حسين عليه السلام و حقيقت خواهى وى را ملاحظه كرد و از سوى ديگر شاهد نيت هاى پليد عمر بن سعد و لشكريان عبيدالله بن زياد و جنايت ها و ستم كارى هاى آنان بود، از خواب غفلت و دنياطلبى بيدار شد و در خود احساس نگرانى و ندامت نمود و در وى دگرگونى شگفتى به وجود آمد. به طورى كه يكباره سپاه كفر پيشه عمر بن سعد را ترك و به سوى خيمه گاه امام حسين عليه السلام رهسپار شد. حر به نزد امام حسين عليه السلام رفت و از آن حضرت در خواست عفو و بخشش نمود و از كردار و رفتارهاى پيشين خود اظهار پشيمانى كرد. امام حسين عليه السلام با مهربانى تمام حر بن يزيد را پذيرفت و از وى استقبال كرد و با رفتار خود موجب تقويت ايمان حر گرديد.حر براى روشن گرى سپاه دشمن به سوى آنان برگشت و با معرفى خود و چگونگى هدايت يافتنش ، آنان را به راه خير و سعادت و پيوستن به سپاه حقيقت جوى امام حسين عليه السلام دعوت كرد. (دشمنان كه از ملحق شدن حر به امام حسين عليه السلام بسيار نگران و ملتهب شده بودند، وى را سنگباران و تير باران كرده و از نزديك شدنش به نيروهاى خود بازداشتند. حر به ناچار به سوى خيمه گاه امام حسين عليه السلام برگشت . پيوستن حر به سپاه امام حسين عليه السلام و سخنرانى وى براى سپاه عمر بن سعد در دفاع از امام حسين عليه السلام ، براى عمر بن سعد و ديگر جنگ افروزان دشمن بسيار گران و نگران كننده بود و تاثير زيادى در نيروهاى دشمن به وجود آورد.

 

4 - هجوم سراسرى 

سپاه دشمن كه از پيوستن حر و چند نفر ديگر به سپاه امام حسين عليه السلام احساس خطر و ريزش نيرو كرده و ادامه اين وضعيت را به زيان خود مى ديد، فرمان حمله را صادر كرد. عمر بن سعد با رها كردن تيرى به سوى سپاهيان امام حسين عليه السلام جنگ را به طور رسمى آغاز و سپاهيان نگون بخت خود را به نبرد و تهاجم ترغيب و تشويق كرد.در اندك مدتى دو سپاه به يكديگر نزديك شده و با ابزارهاى جنگى آن روز به نبرد پرداختند. در اين نبرد، شگفتى تاريخ به وقوع پيوست و معادلات نظامى در هم ريخت ، و آن ، دفاع يك سپاه كمتر از صد نفر كه برخى از آنان را نوجوانان و يا كهن سالان و سالخوردگان تشكيل مى دادند، در برابر يك سپاه چند ده هزار نفرى بود. اين سپاه اندك ، با دلاورى و دليرى تمام از حيثيت و موجوديت خويش و اعتقادات و اصول مذهبى و سياسى خود دفاع و پاسدارى نموده و مغلوب دشمن نشدند. هر يك از ياران امام حسين عليه السلام با ده ها تن از نيروهاى دشمن به نبرد نابرابر و تن به تن پرداخت ولى هيچ گونه سستى و ترديدى در وى ملاحظه نمى شد و اين روحيه بالاى رزمى اعتقادى براى دشمن ، سنگين و كمر شكن بود. ياران امام حسين عليه السلام با سرافرازى ، به شرف شهادت نايل شده و يا با ادامه دلاورى ، دشمن را مستاصل و زمين گير نمودند.تصور دشمن در آغاز بر اين بود كه سپاه كم عده امام حسين عليه السلام در لحظات نخستين هجوم سراسرى ، نابود شده و از هستى ساقط مى شوند و غائله كربلا به راحتى پايان مى پذيرد، ولى پس از درگير شدن با آنان ، تازه فهميدند كه با كوهى استوار از ايمان و عقيده روبرو شدند و از ميان بردن آنان ، كار آسانى نيست .ياران امام حسين عليه السلام از بامداد تا عصر عاشورا نبرد را ادامه داده و تا آخرين قطره هاى خون خود از قيام امام حسين عليه السلام پاسدارى كردند.محدث قمى از محمد بن ابى طالب موسوى روايت كرده است كه در اين نبرد، پنجاه تن از ياران امام حسين عليه السلام به شهادت رسيدند.

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: امام ,عليه ,السلام ,حسين ,سپاه ,دشمن ,عليه السلام ,امام حسين ,حسين عليه ,ياران امام ,سپاه امام
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

**حسین(ع) صدا می زند: بیا

خوب گوش کن!
صدای قدم ها؛
صدای سایش کفش ها بر سینه جاده ها؛
کسی می گوید بیا!
چند روز است که در راهی و باز هم خسته نمی شوی.
چون تو خوب این صدا را می شناسی.
صدای حسین را که بی وقفه می گوید بیا بیا بیا...


**سوغات سفر اربعین

اگرچه شعر برایت به سینه ام دارم
برای تا تورسیدن چقدر کم دارم

تو از وجود پُری... بی نهایتی... محضی
منی که آمده ام رنگی از عدم دارم

من از حوالی آن کوچه های بارانی است
که در هوای شما باد در سرم دارم

گدا شدم به در خانه تو آمده ام
چقدر خوب که ارباب با کرم دارم

نفس به سینه ام افتاده باز دلتنگم
چقدر حسرت یک لحظه بازدم دارم

«رواق منظر چشم من آشیانه توست»
عجیب نیست که ایمان به پا قدم دارم

دو دسته اشک گرفته است هیاتی در من
میان شور غزلخوانی ام دو دم دارم

امیر قافله عشق گفته است که من
درون سینه عشاق هم حرم دارم

 

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 


مسجد

مشخصات

​برای نورانی‌تر شدن سفر پیاده‌روی اربعین، احساس وظیفه کن.

​رفقا هی می‌پرسند چیکار کنیم این سفر نورانی‌تر بشه؟ دارم عرض می‌کنم. احساس وظیفه کن. بگو یا ابی عبدالله من وظیفمه اومدم. من کاری نکردم.

 

من باید در راه تو قطعه‌قطعه می‌شدم؛ خونوادمم به اسیری می‌بردند. حالا که الحمدالله همه دارن پذیرایی می‌کنند. من شرمنده‌ام. دیگه چند قدم پیاده برای تو نیام؟ پس به چه دردی می‌خوره زندگی‌ام؟ نسل‌های آینده، بچه‌هام خواهند پرسید؛ بابای تو، بابابزرگ تو، اربعین راه افتاده بود؛ می‌رفت؟ من وظیفمه من کاری نکردم.

 

​هرسال چند بار برم زیارت امام حسین(ع) کربلا؟

من بقیۀ این روایت رو نمی‌خونم؛ تا اون روایتی که می‌فرمایند: "حقٌّ على الغَنيّ أن يأتي قبر الحسين علیه‌السلام" واجب است بر کسی که غنی است؛ "في السَّنة مَرَّتين" در یکسال دو بار باید بیاد. "وحَقٌّ على الفقير" و اگر کسی نداشت چی؟ "أن يأتيه في السَّنَةِ مَرَّة" کسی نداشت؛ یک‌بار بره. هرسال بره. نه یک‌بار بره مثل حج که یک‌بار اگر رفتی اون هم اگه داشتی. حالا نداشتی چی؟ هیچی! هرسال فقط یک‌بار برو زیارت قبر حضرت ابی عبدالله الحسین.

 

 

​هرسال چند بار برم زیارت امام حسین(ع) کربلا؟

 

چرا این‌ها می‌خواهند ما هرسال همه جمع بشیم کربلا؟​

چرا این‌رو به ما فرمودند؟ چرا این‌ها می‌خواهند ما همه جمع بشیم اینجا؟ به خدا قسم اگر هرسال جمع شده بودیم کربلا؛ -مثل این اربعین‌هایی که تازه شروع کردیم- قدرت ما، امنیت، رفاه، آزادی، همه چی برای ما آورده بود. و ما امنیت و رفاه و آزادی و خوشبختی رو برای همۀ مردم جهان هم هدیه داده بودیم.

 

 

چرا این‌قدر جفا می‌کنی؟!​

در یک روایت دیگری امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: "یا سدیر! تزور قبر الحسين في كل يوم" زیارت می‌کنی قبر ابی‌عبدالله الحسین را هرروز؟ گفتم آقا نه! هرروز؟! نه. تعجب می‌کنه. بعد حضرت می‌فرماید:"ما أجفاكم" چرا انقدر جفا می‌کنی گفت: آقا آخه من هرروز چه جوری؟ فرمود: هرروز نمی‌تونی؛ هفته‌ای یک‌بار، نشد ماهی یک‌بار، نشد سالی یک‌بار،. امام صادق(ع) از هرروز شروع می‌کنند.

خدا شاهده من این‌هارو برم بالای منبر بگم که اصلاً کسی قبول نمی‌کنه از ما که! میگن آقا بیخود حرف نزن این مردم زندگی دارن. من این کلمات امام صادق(ع) رو دارم برای شما میگم. بعد حضرت در ادامه می‌فرماید که: نمی‌تونی هرروز بری زیارت؟ همون جایی که هستی؛ خونت هستی؛ برو روی یک جای بلندی رو به قبر ابی عبدالله الحسین بایست؛ سه مرتبه بگو " صلی‌الله علیک یا اباعبدالله، صلی‌الله علیک یا اباعبدالله ، صلی‌الله علیک یا اباعبدالله "

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: امام ,هرسال ,هرروز ,یک‌بار ,زیارت ,یک‌بار، ,امام صادق ,صلی‌الله علیک ,این‌ها می‌خواهند ,عبدالله الحسین ,امام حسین
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

شرط این‌که نماز به آدم ادب بده اینه که آدم بپذیرتش - جهاد با نفس.

شرط این که نماز به آدم ادب بده اینه که آدم بپذیرتش. حال نداشتی بلند شو وایسا محکم نمازتو بخون. دیدی وضو رو داری تند تند می گیری؛ بگو صبر کن.آرام وضوتو بگیر. از اول با خودت لج کن. این رو بهش میگن جهاد با نفس. جهاد با نفس برای عبادت مثل نماز چقدر شیرین خواهد بود. جهاد با نفس نمی کنه برای نماز؛ با خودش در نمی افته؛ کلنجار نمیره؛ اونوقت می گه خدا امام زمان ما رو به ما برگردون! خوب "آقا" که بیاد تو باید بری جهاد. تو دو دقیقه وقت برای خدا برای نماز نمیدی؛ می خوای بری پای رکاب حضرت جون بدی برای خدا؟!

 

 

تا من و تو وقت ندیم برای نماز معلوم نیست آقامون بیاد.

 کسی که نماز خود را سبک شمارد به شفاعت من نمی رسد

رسول خدا

کسی که نماز خود را سبک شمارد به شفاعت من نمی رسد رسول خدا

البته آدم آقا رو ببینه انقد آدم میشه که هم جون می‌ده و هم وقت می‌ده برای نماز. ولی تا من و تو وقت ندیم برای نماز، -وقت دادن برای نماز عین جون دادنه؟- تا من و تو وقت ندیم برای نماز معلوم نیست آقامون بیاد. آقا منتظر نیست همۀ اهل عالم خوب شوند. فرمود شیعیان من گناه نکنند من زودتر میام. شما خوب بشید. آقا که منتظر نیستند اهل عالم خوب بشوند.

 

 

نماز مؤدبانه تو را به بصیرت می رساند.

 کسی که نماز را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند

آیت الحق سید علی آقای قاضی طباطبایی

کسی که نماز را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند آیت الحق سید علی آقای قاضی طباطبایی

 نماز مؤدبانه تورو تکبرتو مقابل خدا خورد می‌کند. و کبریایی خدارو به تلقین می‌کند. و کبریای خدا رو به تو تحمیل می‌کند. و سایۀ زیبا و پرنور عظمت الهی رو بر قلب شما مسلط خواهد کرد. عظمت خدا که آمد پاکی و طهارت درون می‌آید. عشق خدا می‌آید. معرفت به خدا می‌آید. و دنیا همه‌چیزش برا آدم عوض می‌شه. اگر دیدی هزارتا دیوار جلوی چشمت هست؛ اونور دیوارها رو دیدی تعجب نکن! کسی که به بصیرت رسید؛ دنیا برایش حجاب نخواهد بود.

 

 

برای مطالعه ی مطالب بیشتر کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: نماز ,جهاد ,می‌کند ,می‌آید ,مؤدبانه ,بیاد ,برای نماز ,ندیم برای ,عالیه نرسد ,قاضی طباطبایی ,مقامات عالیه
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

ماه فرو ماند از جمال محمد         

 

                              سرو نباشد به اعتدال محمد

 

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

 

                                                                      در نظر قدر با کمال محمد

 

میلاد مسعود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله – اول عام الفیل / ۱۷ ربیع الاول

 

 آخرین پیامبر الهی در 17 ربیع الاوّل از پدری به نام "عبدالله بن عبدالمطلب" و مادری به نام " آمنه بنت وهب" دیده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منوّرش، جهان تیره و تاریک، به ویژه عربستان را روشن گردانید. پدرش عبدالله بن عبدالمطلب، پیش از تولد فرزندش محمد(ص)، در حالی که همسرش آمنه، به چنین فرزندی، حامله بود، به همراه سایر بازرگانان قریش، جهت سفر تجاری عازم شام گردید و در بازگشت از شام، در یثرب(مدینه منوّره) بیمار شد و در همان جا درگذشت و توفیق دیدار نوزاد خویش را نیافت. وفات عبدالله، دو ماه و به روایتی هفت ماه پیش از تولد فرزندش حضرت محمد(ص) بود. امّا آمنه، مادر گرامی رسول خدا(ص)، که به تقوا، عفت و پاکیزگی در میان بانوان قریش معروف بود، پس از تولد نور دیده‏اش حضرت محمد(ص)، چندان در این دنیای فانی زندگی نکرد. وی، دو سال و چهار ماه و به روایتی شش سال، پس از میلاد رسول خدا(ص)، در بازگشت از یثرب، در مکانی به نام "ابوا" بدرود حیات گفت و در همان مکان مدفون شد. رسول خدا(ص) پس از تولد، در کفالت جدش عبدالمطلب، بزرگ و سید قریش مکه، قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شیر دادن نور دیده‏اش محمد(ص)، در آغاز وی را به "ثویبه"، آزاد شده ابولهب سپرد ولی پس از مدتی وی را به "حلیمه دختر عبدالله بن حارث سعدیه" واگذار کرد. حلیمه، در ظاهر اگر چه دایه وی بود، ولی در حقیقت به مدت پنج سال از او مراقبت و مادری کرد. پیامبر اسلام(ص) از دوران کودکی دارای دو نام بود. یکی "محمّد" که جد بزرگوارش عبدالمطلب، برای وی برگزید و دیگری "احمد" که مادر ارجمندش آمنه، آن را انتخاب کرده بود. از امام صادق)ع( روایت شد که ابلیس، پس از رانده شدن از رحمت الهی، می‏توانست به هفت آسمان رفت و آمد کند و خبرهای آسمانی را گوش دهد، تا این که حضرت عیسی (ع) دیده به جهان گشود، از آن پس، ابلیس از سه آسمان فوقانی ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پایین‏تر، رفت و آمد می‏کرد. ولی چون حضرت محمد(ص) به دنیا آمد، ابلیس از تمام آسمان‏ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گردید و غیر از او، تمامی شیاطین نیز با تیرهای شهاب از آسمان رانده شدند. هم چنین روایت شده است که هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد(ص)، ایوان کسری شکاف برداشت و چند کنگره آن فرو ریخت و آتش آتشکده بزرگ فارس خاموش شد؛ دریاچه ساوه خشک گردید؛ بت‏های مکه سرنگون شدند؛ نوری از وجود آن حضرت به سوی آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگ‏ها را روشن کرد؛ انوشیروان، پادشاه ساسانی ایران و مؤبدان بزرگ دربار وی، خواب‏های وحشتناکی دیدند؛ پس از استقرار در زمین، گفت: اَللّهُ أکْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ کَثیراً، سُبْحانَ اللّهِ بُکْرَهً وَ أصیلاً. گفتنی است که تاریخ نگاران و سیره نویسان شیعه و اهل سنت، با این که در سال و ماه تولد آن حضرت، اتفاق نظر داشته و می‏گویند که آن حضرت در اوّل عام الفیل، برابر با سال 570 میلادی و در ماه ربیع الاوّل دیده به جهان گشود، ولی درباره روز تولد وی، اختلاف نظر دارند. شیعیان، معتقدند که رسول خدا(ص) در روز جمعه، مصادف با 17 ربیع الاوّل، به دنیا آمد و اهل سنت می‏گویند که تولد وی، روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاوّل بوده است.اما از این که سال تولد پیامبر(ص) را "عام الفیل" می‏نامند، بدین جهت است که دو ماه و هفده روز پیش از تولد پیامبر)ص، یعنی در نخستین روز محرم سال 570 میلادی، فیل سواران "ابرهه" به مکه هجوم آورده و قصد نابودی کعبه و مسجدالحرام را نمودند ولی با معجزه شگفت الهی سرکوب شدند.

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: حضرت ,تولد ,محمد ,پیامبر ,ربیع ,آسمان ,حضرت محمد ,ربیع الاوّل ,ولادت حضرت ,تولد پیامبر ,پیامبر اکرم
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

داستان عید غدیر و ماجرای اعلام ولایت و جانشینی حضرت علی (ع) پس از پیامبر (ص) در مکانی به نام غدیر خم در هنگام بازگشت پیامبر از حجه‌الوداع.

عید غدیر از بزرگترین اعیاد مسلمانان است که در روایات بسیاری بر ارزش و گرامیداشت این روز تاکید شده است. عید غدیر خم روز اعلام ولایت امیرالمونین و جانشینی ایشان بعد از پیامبر به عنوان امام و ولی مومنان می‌باشد. روزی که خداوند بیان می‌دارد دین را کامل و نعمت را بر بندگان تمام کرده است. در ادامه می‌توانید داستان عید غدیر خم را بخوانید.

 

 

ماجرا و داستان عید غدیر خم

حضرت محمد مصطفی (ص) در آخرین سال‌های عمر گرانبهای خود، در سال دهم هجرى، عازم سفر حج‏ شدند. در حالی که جمعیت زیادی که از ده هزار تا صد هزار تخمین زده شده‌اند ایشان را همراهی می‌کردند. در آن ماه امام علی(ع) برای تبلیغ اسلام در یمن بود و هنگامی که از تصمیم پیامبر (ص) برای سفر حج آگاه شد، همراه عده‌ای به سمت مکه حرکت نمود و پیش از آغاز مناسک، به رسول‌ خدا (ص) پیوست. اعمال حج پایان یافت و پیامبر (ص) همراه مسلمانان مکه را ترک و به طرف مدینه حرکت کرد. هنگام بازگشت از حجة الوداع در ۱۸ ذی‌الحجه در راه بازگشت از مکه و در وادى غدیر خم (محل جدا شدن راههاى مدینه، مصر و عراق) جبرئیل وحى آورد که « اى رسول خدا، آن چیزى که از سوى خدا (درباره على) به تو نازل شده به مردم ابلاغ کن، و اگر چنین نکنى رسالت‏ خداى را ابلاغ نکرده‏‌اى‏».

 

 

داستان عید غدیر ، عکس ماجرای غدیر خم

 

 

پس از نزول این آیه، پیامبر (ص) دستور توقف کاروان را صادر نمود و گفت آنانی که پیشاپیش حرکت می‌کنند، به محل غدیر بازگردند و کسانی که عقب مانده‌اند، به کاروان در غدیر خم، ملحق شوند. حضرت در آن وادى فرود آمدند و تمامى مردم را در آن گرماى سوزان برگرد خویش جمع نمودند و پس از اقامه نماز ظهر به ایراد خطبه‌اى طولانى پرداختند. پیامبر در حالی که دست علی (ع) را بلند نمود تا مردم او را ببینند، فرمود:

 

«ای مردم، آیا من از خود شما، به ولایت شما سزاوار‌تر نیستم؟» مردم پاسخ دادند: آری،‌ای رسول خدا. حضرت فرمود: «خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین‌ام و من به خود شما، به ولایت شما سزاوارترم. پس هر کس که من مولای اویم، علی مولای اوست.» رسول خدا (ص) سه بار این جمله را تکرار کرد و فرمود: «خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن هر کسی را که علی را دوست دارد و او را مولای خود بداند و دشمن بدار هر کسی را که او را دشمن می‌دارد و یاری نما هر کسی را که او را یاری می‌نماید و به حال خود رها کن هر کس را که او را وا می‌گذارد.» سپس خطاب به مردم فرمود: «حاضران این پیام را به غایبان برسانند.»

 

 

مطالعه ی ادامه مطلب 


مسجد

مشخصات

روز 20 صفر مصادف با اربعین حسینی زمانی است که حرم امام حسین (ع‌) یعنی کاروان‌ اسرا، از شام به مدینه مراجعت کردند. روز اربعین روزی است که جابر بن عبدالله بن‌ حرام انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت‌ قبر امام حسین (ع‌) بشتابد و او نخستین کسی است از مردمان که قبر آن‌ حضرت را زیارت کرد.

 

 

 

تحقیق در مورد اربعین حسینی . انشا در مورد اربعین حسینی . اربعین حسینی چیست؟

اربعین حسینی در متون مذهبی

باید دید در کهن‌ترین متون مذهبی ما، از «اربعین‌« چگونه یاد شده است‌. به عبارت ‌دیگر دلیل برزگداشت اربعین چیست‌؟ مهمترین نکته درباره اربعین‌، روایت امام عسکری (ع‌) است‌. حضرت در روایتی که در منابع ‌مختلف از ایشان نقل شده فرموده‌اند: «نشانه‌های مؤمن پنج چیز است‌: خواندن 51 رکعت نماز (17 رکعت نماز واجب + 11 نماز شب + 23نوافل‌)، زیارت اربعین، انگشتری در دست راست، وجود آثار سجده ‌بر پیشانی و بلند خواندن بسم الله در نماز».

 

 

این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده‌، به اربعین امام حسین (ع‌) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده ‌است‌

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: اربعین ,حسینی ,امام ,نماز ,است‌ ,حسین ,اربعین حسینی ,امام حسین ,رکعت نماز ,مورد اربعین ,متون مذهبی ,مورد اربعین حسینی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 آداب و رسوم عزاداری محرم از جمله پدیده­های فرهنگی است که با حفظ عناصر اصلی، به زیور خلاقیت­های اجتماعی و فرهنگی و اقلیمی جوامع و مناطق مختلف آراسته شده و اگر چه دارای مضامین  واحدی می باشد اما به تبع اختلافات اقلیمی و حوزه­های فرهنگی، با نمودهای مختلفی، پا به عرصه ظهور گذاشته و بر جذابیت هر چه بیشتر خود ، دامنه می زند.

 

nakhl bardari yazd

 

 

میراث عاشورا: مراسم نخل برداری در یزد

سيداحمد وكيليان به عنوان مردم شناس و پژوهشگر ادبيات شفاهى و فرهنگ عامه ، در کتاب "محرم و فرهنگ مردم" درباره تاثیرات شرایط اقلیمی ایران در مراسم و آداب و رسوم ایام محرم می نویسد:" مردم دارای آداب و سنت­های متفاوتی هستند و از سوی دیگر، اکولوژی و وضعیت آب و هوایی نیز در چگونگی اجرای این مراسم تاثیر می گذارد. همچنین تفاوت وضعیت اقلیمی در شمال، جنوب و قسمت­های مختلف کشور نیز به همین دلیل است. مثلا در مناطق مرکزی، کویری و حاشیه کویری عنصر نخل وجود دارد و یا در مناطق جنوبی "شیدانه" دیده می­شود که این تفاوتها نشان دهنده تاثیر فرهنگ و خرده­فرهنگها در مراسم عزاداری امام حسین (ع) است.

از جمله مراسم عزاداری که با وسعت زیادی، در نقاط مختلف ایران و با تاثیر از شرایط فرهنگی و اقلیمی خاص آن مناطق، به اجرا درمی­آید، مراسم "نخل­برداری" و یا "نخل گردانی" است، که با "مفهوم تشییع پیکر مقدس سید الشهدا (ع) در روز عاشورا برپا می­شود." و به گفته محمد ابوالفضلی که در خصوص این آئین مطالعاتی داشته­اند:" به نظر می­رشد عمومیت این مراسم و شهرت نخل در سرتاسر ایران از سایر رسوم و 

نشانه­ها، بیشتر است و با توجه به مشاهدات و مطالعات، در اغلب نقاط ایران می­توان گفت که مردم اغلب نقاط ایران یا نخل دارند و یا آن را می­شناسند"

و حتی وسعت حضور و اجرای این آئین، مرزهای ایران را درنوردیده و به وسعت جهان و فرهنگ مسلمانان شیعه برگزار می گردد. به عنوان مثال "در کشورهایی همچون جزائر کارائیب و یا در هندوستان به شکل "تعزیره" نمود می یابد. این وسیله تا حدودی شبیه نخل کشور ماست که آن را به زیباترین شکل تزئین می کنند و در شهرها می گردانند و مرم به دنبال آن به عزاداری می پردازند و نهایتا، در ظهر عاشورا این "تعزیر"ها را به دریا و رودخانه می اندازند و اعتقاد دارند زمانی که آنها بر اثر برخورد با آب متلاشی می شوند، روح امام حسین (ع) به آسمان صعود می کند."

ولی در کشور خودمان" اصلی ترین مراکز برگزاری این رسم باشکوه و پررمز و راز، عمدتا در شهرها و آبادیهای اطراف کویر مرکز ایران به چشم می خورد. یعنی از جنوب خراسان گرفته تا سمنان، دامغان، خمین، نواحی قم، کاشان، ابیانه، خور و بیابانک، زواره، اردستان، نائین و ...، و در بین این مناطق، بیشترین، گسترده­ترین و شاخص­ترین نخلها در استان یزد، متمرکز می باشد. به گونه­ای که می توان گفت، هیچ آبادی نیست که یک یا چند نخل امام حسین (ع) در آن یافت نشود. "

مراسم نخل برداری از ویژگیهای منحصر به فرد مراسم محرم و عزاداری در یزد محسوب می شود که با همکاری  و همیاری گوناگون اهالی در تمام مراحل مراسم، از کمک مالی و تهیه چوب و دیگر وسایل آن گرفته تا کمک در تزئین و عَلَم کردن آن و حمل آن در روز عاشورا و ... برگزار می گردد. و جالب اینکه دربرخی موارد، زرتشتیان یزد نیز در ساختن نخلها، همیاری و همکاری دارند. آنها حضرت سیدالشهدا (ع) را همسر شهربانوی ایرانی دانسته و نسبت به وی احترام و ارادت خاصی قائل می باشند.

 

 

 

 

"در گذشته، مراسم اذین بندی و آماده کردن نخلها برای ایام عزاداری ماه محرم با یک فراخوان، بسیج همگانی اهل محل و یا آبادی صورت می گرفت. رسم سنتی بر این شکل بود که وقتی می خواستند نخلها را برای انجام مراسم محرم و عاشورای حسینی آماده کنند، چند روز پیش از فرارسیدن محرم، آئینهایی برای گردآوری کمکهای گوناگون از مردم انجام می­شد. و مردم نیز از یک تکه ریسمان گرفته تا پارچه­های الوان، چراغ­ها، آئینه­ها، خنجرها، دشنه­ها،پیاله زنگوله­ها، سپرها، و دیگر زیورآلات را برای آذین بندی هرچه باشکوه­تر نخل به میدانهای محل، تحویل می دادند."

همچنین، در یزد و حوالی آن، رسم بر این بوده و  است که درختانی را وقف می کنند تا در زمان کهنسالی آن، ساقه­هایش صرف مرمت نخل کنند.

در خصوص ارائه تعریفی جامع و مانع از نخل[1]، باید گفت به دلیل تشابه نخل، حجله، چلچراغ عزا، محفّه[2] و تابوت محدوده معنایی نخل نامشخص می باشد ولی با این وجود، تعاریف مختلفی در معرفی نخل آمده است که در اینجا به برخی از آن اشاره می کنیم:

مطمئنا، نخل ، در وهله نخست،  برای هر شنونده ای یادآور و تداعی کننده درخت خرما می باشد. "شاید مهم­ترین رواج این نام و رسم، این باشد که در روایات و اعتقادات مردم، پیکر مقدس امام حسین (ع)، بر روی شاخه­های درخت خرما قرار گرفته و به محل دفن حمل شده است"

هرچند صاحبنظران دیگری همچون دکتر اسلامی ندوشن نخل را بی شباهت به درخت نخل دانسته و  بر این عقیده می باشد که :" با آنکه نخل شباهتی بر درخت نخل خرما ندارد، آن را به نام این درخت می­نامند. شاید به علت آنکه اصلش از جنوب غربی و بین­النهرین است. نخل شباهت بسیاری به درخت سرو دارد و سرو در فرهنگ عامه یعنی جاودانگی و رشادت و زندگی اخروی و آزادگی که یادآور روحیات و خصایص امام حسین (ع) است. همچنین این مراسم بازتابی است از "نقل" حکایت کربلا"

از تعاریف دیگر اینکه:"نخل، تابوت و یا نخل ماتم آرایشی است که بر تابوت مردگان سازند و درخت خرما "   و "نخل در واقع حجله مانندی است که از چوب می سازند و با انواع شالهای ابریشمی و رنگارنگ و پارچه­های قیمتی و آئینه و چراغ و گل و سبزه و .. می آرایند" و در فرهنگ نظام نخل را اینگونه معرفی می نماید:"نخل، تابوت بزرگ و بلندی است که بر آن خنجر و شمشیر و پارچه های قیمتی و چندین آئینه بسته شده و در روز عاشورا به عنوان تابوت امام حسین (ع) حرکت داده می شود و چون شبیه به درخت خرما ساخته می شود"  

در کتاب محرم ندوشن، نخل بستن در ندوشن یزد،  اینگونه به تصویر کشیده شده که :"نخل، یک سازه چوبی است که قسمت جلو و عقب آن از قطعات کوچک چوب به شکل نخلی بزرگ و شبکه، شبکه ساخته شده و وسط آن با چوب اسکلت بندی شده است. برای پایه­های آن، چهار قطعه چوب به صورت عمودی در چهار طرف و برای بلند کردن آن چند قطعه چوب به صورت افقی تعبیه شده است. برای بستن آن، تعدادی از خدام حسینیه از صبح هشتم محرم دست به کار می شوند. آنها بر روی پارچه مشکی ودر جلو و عقب آن، خنجر، آیینه­های بزرگ و نیز یک سازه چوبی به شکل سرو در جلو و عقب نصب می کنند. که این کار تا ظهر روز نهم محرم (تاسوعا) ادامه می­یابد." و هر کدام از عناصر به کار برده شده در نخل را نمادی از یک حادثه و متعلق به شخص خاصی در حادثه کربلا دانسته و در توضیح آن می نویسد:

1- چوب نخل به عنوان جنازه سید الشهدا (ع)

2- سیاه پوش کردن، به عنوان پارچه سیاه روی جنازه

3- شمشیر و نیزه­ها به علامت تیر و نیزه­های وارد شده بر بدن امام حسین (ع)

4- سرو نخل، به عنوان قد و قامت علی اکبر (ع)

5- آینه به عنوان نور وجود مبارک امام حسین (ع)

6- علمهایی که بر نخل بسته می­شود به عنوان علمدار امام حسین (ع)

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب میراث عاشورا: مراسم نخل برداری در یزد کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: مراسم ,محرم ,امام ,حسین ,درخت ,عاشورا ,امام حسین ,درخت خرما ,عاشورا مراسم ,مراسم محرم ,نخل، تابوت ,میراث عاشورا مراسم
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

روز نهم ماه محرم كه معروف به تاسوعا است، آخرين روزى بود كه امام حسين(ع) و يارانش شبانگاه آن را درك كرده بودند و اين روز به شب عاشورا پيوند خورد. بدين جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بيت(ع) از اهميت بالایى برخوردار است. مسلمانان تاريخ‌ساز ايران اسلامى همچون بسياری از مسلمانان سراسر گيتی، اين روز را منتسب به غيرت‌الله و ساقی دشت كربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) می‌دانند، بسان روز عاشورا گرامى داشته و به سوگوارى مى‌پردازند.

تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ايثار و ادب و دلاوری و وفا و حق‌گذاری عباس بن علی(ع) است و با گذشت بيش از هزار و سيصد سال، هنوز تاريخ، روشن از كرامت‌های اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگی همراه است.

آن سردار فداكار با لبی تشنه و جگری سوخته، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردی و وفايش نگذاشت كه او آب بنوشد و امام و اهل ‏بيت(ع) و كودكان تشنه كام باشند. لب تشنه از فرات بيرون آمد تا آب را به كودكان برساند.

خود از آب ننوشيد و فرات را تشنه لب‌های خويش نهاد و برگشت و دستِ عطش فرات، ديگر هرگز به دامن وفای عباس نرسيد. اين ايثار را كجا می‏توان يافت و اين همه فداكاری مگر در واژه می‌گنجد و با كلام قابل بيان است؟

دستان ابواالفضل(ع) قلم شد و اين دست‌ها برای آزادگان جهان علم گشت و عباس آموزگار بی‌بديل فتوّت و مردانگی در تاريخ شد و چه به حق او را غيرت‌الله العظميم ناميده‌اند.

 

در اين روز مهم، چند رويداد سرنوشت‌ساز در سرزمين كربلا واقع شد كه به آن‌ها اشاره مى‌كنيم:

شمر بن ذى الجوشن كه در دشمنى به اهل بيت(ع) پيش قدم‌تر از ديگران بود و با حرارت ويژه‌اى در واقعه كربلا حضور به هم رسانيد، نامه شديد اللحن عبيدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانيد و او را از منظور عبيدالله باخبر گردانيد.

پسر سعد كه نسبت به صلح با امام حسين(ع) خوشبين بود و در اين راه تلاش زيادى به عمل آورده بود، يك باره در برابر نامه عبيدالله قرار گرفت و راه گريزى براى خود نيافت. او على رغم ميلش يا با امام حسين عليه السلام بايد نبرد مى‌كرد و يا فرماندهى را از دست مى‌داد و براى هميشه از دست‌يابى به حكومت رى محروم می‌شد.

پذيرفتن هر يك از اين دو راه براى او دشوار بود، ولى حب رياست و هواى نفس، چنان بر وى غلبه يافته بود كه بدون در نظر گرفتن قيامت و موقعيت دينى و اجتماعى امام حسين(ع) و قرابت وى با پيامبر(ص)، راه نخست را انتخاب كرد و با اين نيت كه مى‌توان امام حسين(ع) را به شهادت رسانيد ولى پس از آن، توبه كرد و در پيشگاه جدش محمد مصطفى(ص) درخواست بخشش نمود؛ ولى اگر حكومت رى را از دست بدهد، هرگز به آن نخواهد رسيد، تصميم گرفت كه فرمان عبيدالله را اجرا كند و با امام حسين(ع) به نبرد بپردازد. به همين جهت سپاهيانش را آرايش داد و آنان را آماده حمله نمود.

شمر، كه فرمانده پيادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر كليدى و پليد واقعه كربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشيد و دلاور ام البنين عليهاالسلام يعنى عباس، عبدالله، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسين (ع) آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقيقت طلب امام حسين(ع) جدا سازد.

ام البنين، همسر حضرت على(ع) داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) در كربلا حاضر بودند.

حضرت عباس(ع) كه بزرگ‌ترين آنان است، از شهرت به سزایى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زيبا، قامت موزون، دلاورى، غيرت و شجاعت بى‌مانندش، به «قمر بنى هاشم» معروف شده بود.

ام البنين از قبيله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نيز به همين تبار انتساب پيدا مى كرد. بدين جهت در عصر تاسوعا به نزديكى خيمه گاه امام حسين(ع) آمد و با صداى بلند فرياد زد: خواهرزادگانم كجايند؟

امام حسين(ع) كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهيد. اگر چه او فاسق است و ليكن با شما قرابت و خويشى دارد.

حضرت عباس عليه السلام به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسيدند: حاجت تو چيست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منيد. بدانيد تا ساعتى ديگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از ياران حسين بن على عليه السلام زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم. شما از اين ساعت در امان هستيد، مشروط بر اين كه دست از يارى برادرتان حسين عليه السلام برداريد و سپاهيانش را ترك كنيد.

حضرت عباس عليه السلام كه كانون وفادارى و معدن غيرت بود، بر او بانگ زد: بريده باد دست‌هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات. اى دشمن خدا، ما را دستور مى‌دهى كه از ياران برادر و مولايمان حسين عليه السلام دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوريم. آيا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله امانى نيست؟

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید 


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: حسين ,امام ,عليه ,السلام ,براى ,عباس ,امام حسين ,عليه السلام ,حضرت عباس ,حسين عليه ,امان نامه
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 

در پیاده‌روی اربعین هر قدم ثواب آزادی یک اسیر دارد.​

امام صادق (ع) می‌فرماید: " مَنْ أَتَی قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع مَاشِیاً " کسی بیاد برای زیارت قبر ابی عبدالله حسین "مَاشِیاً" پیاده بیاد؛ "کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ وَ بِکُلِّ قَدَمٍ یَرْفَعُهَا وَ یَضَعُهَا عِتْقَ رَقَبَهٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ

" برای هر قدمی که برمی‌داره؛ خدا برای او چی می نویسه؟ - برای هر قدمی که می‌گذاره و بر می‌داره- هر پایی که رو زمین می‌گذاره و هر پایی که بر می‌داره؛ خدا ثواب یک بنده آزاد کردن، یک اسیر آزاد کردن رو به او خواهد داد. اونوقت می‌فرماید چه اسیری رو آزاد می‌کنی؟ "مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ" از فرزندان حضرت اسماعیل(ع). می‌فرماید: گویی از بنی‌هاشم رو شما آزاد بکنی. نه یک آدم معمولی، یک برده معمولی و اسیر معمولی رو بخوای آزاد بکنی.

 

 

در پیاده‌روی کربلا آدم دعای مستجاب پیدا می‌کند.​

وقتی‌که این فرد می‌رسه به کربلای معلا؛ رسیدید انشالله بعد از دو روز سه روز حرم مطهر، اونجا خدا ندا می ده که بندۀ من، از من بخواه هرچی می‌خواهی بهت بدم. اونجا آدم دعای مستجاب پیدا می‌کند. این مقام، مقام ساده‌ای نیست.

 

 

اما چرا در بین این‌همه ثواب‌ها، اشاره شده به آزاد کردن اسیر، به آزاد کردن برده؟​

اما چرا در بین این‌همه ثواب‌ها، اشاره شده به آزاد کردن اسیر، به آزاد کردن برده؟ رفقا! شما می تونید با این قدم‌هایی که برمی‌دارید؛ بشریت رو آزاد کنید از اسارت. کار بزرگی دارید انجام می‌دهید. کار بزرگ خودتو ببینی؛ بهت اجر باعظمت و بزرگ میدن. اگر خودت باور نداشته باشی که کارت بزرگه، اونوقت اجر بزرگ هم به تو نخواهند داد. خودت باید بدونی کار مهمی داری انجام می‌دی.

 

شما می تونید با این آزادیتون موجب آزادی ابنا بشر بشوید.​

محکم بگو! بگو من این راه رو دارم می‌روم. آقا و مولام رو برمی‌گردونم. از پشت غیبت بیرون خواهم آورد. در ثواب زیارت شما نوشته. بشمرید ببینید حدس بزنید - نه این‌که وقتتون رو بزارید به شمردن - تا کربلا چند تا قدم برمی‌دارید. می‌فرمایند: هر قدم ثواب آزاد کردن یک برده رو داره. برده‌های زیادی در دنیای مدرن به اسارت کشیده شده‌اند. برده‌های شهوت، برده‌های ثروت، برده‌ها و مظلومینی که بردۀ جهالت‌اند. بگو من با این قدم‌های خودم می‌خواهم این‌ها رو آزادشون کنم. شما می تونید با این آزادیتون موجب آزادی ابنا بشر بشوید.

 

خدا برکت به خون ابی عبدالله الحسین (ع) داده.​

بنده ببیند کی دارم به شما عرض می‌کنم. خدا برکت به خون ابی عبدالله الحسین (ع) داده. خود شما وجودتون از برکات خون ابی‌عبدالله الحسین (ع) هستید. می‌توانید عالم رو آزاد کنید، احساس کنید قدم‌های بزرگی دارید برمی‌دارید. عرض من تمام. 

ازاینجا برگشتید انشالله؛ بگو من دیگه زندگیم متفاوت شده. می‌خواهم برای حضرت زندگی کنم. مثل همین سه روزی که در این راه زندگی می‌کنی. این زندگی متفاوت رو همیشه در زندگی خودت جاری قرار بده.

 

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: آزاد ,زندگی ,ثواب ,خودت ,الحسین ,تونید ,آزاد کردن ,بزرگی دارید ,کردن اسیر، ,آزادیتون موجب ,موجب آزادی ,این‌همه ثواب‌ها، اشاره ,مِنْ وُلْدِ إِسْ
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

ماه محرم نخستین ماه از ماه های دوازده گانه قمری و یکی از ماه های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام, جنگ در آن تحریم شده بود شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است محرم, ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است

امام رضا علیه السلام فرمود: ماه محرم ماهی بود که مردم جاهلیت جنگ و کشتار را در آن ماه حرام می دانستند. و این است جفایی که در حق ما شد: در این ماه خون خاندان ما را حلال دانستند، هتک حرمت ما کردند، ن و فرزندان ما را اسیر نمودند، در خیمه های ما آتش افروختند، اموال ما را غارت کردند و حرمت رسول الله را زیر پا گذاشتند.

مصیبت روز شهادت امام حسین علیه السلام) عاشورا( دیده های ما را مجروح و اشک ما را جاری ساخته، عزیزان ما را خوار گردانده و زمین کربلا کرب و اندوه و بلا را برای ما تا روز قیامت به ارث گذاشته است. پس گریه کنندگان باید بر کسی چون حسین بگریند که گریه بر او به یقین گناهان بزرگ را فرو می ریزد.

امام رضا علیه السلام فرمود: ماه محرم ماهی بود که مردم جاهلیت جنگ و کشتار را در آن ماه حرام می دانستند. و این است جفایی که در حق ما شد: در این ماه خون خاندان ما را حلال دانستند، هتک حرمت ما کردند، ن و فرزندان ما را اسیر نمودند، در خیمه های ما آتش افروختند، اموال ما را غارت کردند و حرمت رسول الله را زیر پا گذاشتند.

مصیبت روز شهادت امام حسین علیه السلام ( عاشورا ) دیده های ما را مجروح و اشک ما را جاری ساخته، عزیزان ما را خوار گردانده و زمین کربلا کرب و اندوه و بلا را برای ما تا روز قیامت به ارث گذاشته است. پس گریه کنندگان باید بر کسی چون حسین بگریند که گریه بر او به یقین گناهان بزرگ را فرو می ریزد.

تاسیس تاریخ برای مسلمانان در زمان خلافت خلیفه دوم مسلمین و با م علی (ع) در سال شانزدهم هجری صورت گرفته است. مبدا تاریخ را هجرت پیامبر و ماه نخست آن را محرم، سالی که هجرت روی داده بود گرفتند ....(1) علت نامگذاری این ماه آن بود که در ایام جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می دانستند.

ـ در دوم ماه محرم الحرام سال 61 هجری کاروان حضرت امام حسین (ع) وارد کربلا شد و سپاهیان دشمن که هر روز بر تعدادشان افزوده می شد در روزهای تاسوعا و عاشورا که روز نهم و دهم محرم می باشد او و یارانش را به شهادت رساندند. پیشوای هشتم شیعیان امام رضا (ع) در خصوص این ماه فرمود: در جاهلیت، حرمت این ماه نگاه داشته می شد و در آن نمی جنگیدند ولی در این ماه، خونهای ما را ریختند و حرمت ما را شکستند و فرزندان و ن ما را اسیر کردند و خیمه ها را آتش زدند و غارت کردند و حرمت پیامبر را دربارهٔ ذریه اش رعایت نکردند. .... آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی در «مراقبات» نوشته است:«کودکانم را می دیدم که در دههٔ نخست ماه محرم غذا نمی خوردند و به نان خالی اکتفا می کردند کسی هم به آنان نگفته بود ماه محرم شروع شده است گمان می کنم عشقی درونی آنان را برمی انگیخت.» (2) به همین دلیل ماه محرم با حادثه عاشورا عجین شده است و فرا رسیدن آن دلها را پر از غم می سازد و پیروان و شیفتگان امام حسین (ع) از اول محرم، محافل و مجالسی را سیاهپوش کرده، به یاد آن امام شهید به عزاداری می پردازند.

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: محرم ,امام ,حرمت ,حسین ,علیه ,السلام ,علیه السلام ,امام حسین ,غارت کردند ,حسین علیه ,ساخته، عزیزان ,جاری ساخته، عزیزان ,علیه السلام عاشورا ,علیه
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مقدمه:

​طبق فرمایش پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) در خطبه غدیر موضوع ولایت حضرت علی علیه السلام باید تا هنگام رستاخیز نسل به نسل و سینه به سینه منتقل شود. در راستای انجام این وظیفه شرعی به بررسی وقایع غصب خلافت و امامت پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله) از زبان امیرالمؤمنین علی علیه السلام که در خطبه "شقشقیه " نهج البلاغه به آن اشاره شده می پردازیم. سپس بحث های روایی و تاریخی را در این مورد عنوان مینماییم. نکته قابل توجه،تعابیر امام علی علیه السلام راجع به غاصبین خلافت و احادیث متواتر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (به روایت عامه و شیعه) در برتری امام علی علیه السلام نسبت به بقیه اصحاب در علم، قضاوت و حکومت است. به امید آنکه با مطالعه و تأمل در این خطبه،نکات مفیدی به دست آورده و توانسته باشیم، گامی در راه روشنگری افکار مسلمانان برداریم.

 

 من کنت مولا فهذا علی مولا 

هرکسی که تا الان من مولایش بودم از این پس علی مولای اوست

 

ماجرای غصب خلافت و امامت از زبان امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام:

​امام علی علیه السلام پس از سالها صبر و سکوت (در ماجرای غصب خلافت) موقعیت را برای آشکارسازی برخی حقایق در مورد انحرافی که در اسلام به واسطه حضور غاصبین در مسند خلافت ایجاد شده بود، مناسب دیدند و در خطبه شقشقیه به شیوایی و به ترتیب به ماجرای خلافت پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرداخته و مصیبت هایی که جامعه اسلامی به واسطه غصب خلافت و انحراف از ولایت و امامت راستین به آن دچار شد را تشریح می فرمایند. مصیبت هایی که به تعبیر امام علیه السلام باعث پیری هر خردسالی می شود. در سر آغاز بحث،به ماجرای خلافت ابابکر می پردازیم.

 

 

الف:ماجرای خلافت خلیفه اول در خطبه شقشقیه:

​"آگاه باشد،به خدا سوگند که فلان (خلیفه اول) خلافت را چون جامه ای برتن کرد و نیک می دانست که پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب. سیل ها از من فرو می ریزد و پرنده را یارای پرواز به قله رفیع من نیست. پس میان خود و خلافت پرده ای آویختم و از آن چشم پوشیدم و به دیگر سو گشتم و رخ برتافتم. در اندیشه شدم که با دست شکسته بتازم یا بر آن فضای ظلمانی شکیبایی ورزم، فضایی که بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پیری رسند و مؤمن همچنان رنج کشد تا به لقای پروردگارش نائل آید. دیدم،که شکیبایی در آن حالت خردمندانه تر است و من طریق شکیبایی گزیدم،در حالیکه،همانند کسی بودم که خاشاک به چشمش رفته و استخوان در گلویش مانده باشد می دیدم،که میراث من به غارت می رود. تا آن نخستین (خلیفه اول) به سرای دیگر شتافت و مسند خلافت را به دیگری واگذاشت." 

 

سؤالی که به ذهن می آید این است که آیا مردم خبر از دریای عمیق علم حضرت نداشتند که ایشان مجبور به ذکر حقایق در مورد خود بشوند؟؟! وقتی به اسناد مورد تأیید سنی و شیعه مراجعه می کنیم میبینیم که احادیث بسیار معتبری از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل گردیده است که علی علیه السلام عالم ترین مردم و در امر قضاوت و حکومت لایق ترین آنان است. اما چه می شود که پس از پیامبر تمام این سخنان فراموش می شود؟! سؤالی است که تاریخ از مسلمانان صدر اسلام دارد.

 

 

ادامه مطلب ویژه نامه ی عید غدیر


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: علیه ,خلافت ,السلام ,پیامبر ,الله ,ماجرای ,علیه السلام ,الله علیه ,پیامبر اکرم ,ماجرای خلافت ,خطبه شقشقیه
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

خُوب، بحث ما پیرامون سرّ اذان و اقامه بود. حالا امشب به یاری خدای عزوجل، ابتدا می‌خواهیم معنای "الله" و "اکبر" رو خدمت شما مطرح کنیم؛ تا یک مقدار به سرِّ این اسم مبارک بیشتر نزدیک بشیم. و بدانیم که چه سرّی است که در نماز، شروعِ نماز ما با تکبیر است؛ و در هر فصلی برای رفتن به رکوع و سر برداشتن از رکوع همش تکبیر [گفته می‌شود]؛ و اذان و اقامه ما نیز با تکبیر شروع می‌شود؟

حالا ابتدا راجع به الله‌اکبر، اولاً این‌که گفته می‌شود الله اسمی برای ذات است؛ اجازه بدین من اول معنای کلمه اسم رو خدمت شما مطرح بکنم. اسم یعنی چی؟

 

 

 

اسم در نزد اهل لغت و اهل معرفت یعنی چی؟​

آقا، می‌فرمایند اسم در عُرفِ لغت یه معنا دارد و اون یعنی لفظی که دلالتِ بر مسمی می‌کند. یعنی دلالت می‌کند بر یه شخص یا بر یه چیز. به این میگن اسم. مثلاً شما میگی فرض کن "درخت"، این اسم دلالت می‌کند بر اون مسمی. این معنا در اصطلاح اهل لغت است. اما در نزد اهل معرفت یه معنای دیگری دارد و اون اینه می‌فرمایند: اصلاً کلمۀ اسم، یعنی ذات با یک تَعیُّن خاص. حالا من یه مثال بزنم که یه مقدار مطلب انشا الله برای همه قابل‌توجه بشود. مثلاً شما می‌گویید: کلمه "مِنْبَر". در اصطلاح اهل لغت این "مِنْبَر" یه لفظی است که دلالت می‌کند بر این مسمی، این چوب‌ها با این هیئت خاص. اما گفتیم در نزد اهل معرفت " مِنْبَر" درواقع خود این ذات است. حالا به کلمه " مِنْبَر" توجه بکنید، کلمه " مِنْبَر" از مادۀ " نَبر" است. نَبر به معنای اون ارتفاع صوت است. بعد " مِنْبَر" یعنی محلی که درواقع بر آن ارتفاعِ صوت است. شخص می‌آید روی اون می‌نشینه چون بالاتر از بقیه قرار می‌گیره صداشو می‌تونه بالا بیاره و به همه برساند.

 

 

اسم ذات احتیاج به اسم دیگر دارد.​

اسم یعنی این ذات، یعنی همین حالتی که هست. پس بنابراین اون اسمی که می‌گیم ذات است؛ خود این درواقع احتیاج به یک اسم دیگر پیدا می‌کند. یعنی شما وقتی می‌گویید "مِنْبَر"، لفظ نیست. یعنی خود این هیئت. حالا برای اینکه در ذهن ما این هیئت تجسم پیدا بکند؛ ما اولاً یه لفظ براش میاریم که اون لفظ اون وقت یه مفهوم دارد [که] اون مفهوم دلالت می‌کند بر این. بنابراین می‌فرمایند این "اسمی" که در عُرف اهل لغت میگن، درواقع اسمِ اسمِ اسم است. پس کلمۀ اسم، اینکه می‌گیم: حالا "الله" اسم است؛ نه! قرضم این بود که شما این معنا رو توجه کنید.

 

 

"الله" یعنی خود اون ذات. نه لفظی که دلالت بر اون ذات می‌کند.​

پس الله اگر گفته می‌شود اسم است نه این‌که الله یه لفظی است، ال و لام و حمزه و لام و ها (الله) که این‌ها دلالت می‌کند بر اون ذات.نه! بلکه الله خود اون ذات است. عنایت فرمودید؟ بر همین اساس می‌فرمایند: همون طور که کنه ذات هرگز شناخته نمی‌شود؛ لفظ شریف الله هم هرگز معنایش را کسی نمی‌تونه بفهمد. دقت کردید؟! الله یعنی خود اون ذات. نه لفظی که دلالت بر اون ذات می‌کند. خیلی فرق است.

 

 

مطالعه ی ادامه مطلب 


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: یعنی ,الله ,می‌کند ,دلالت ,مِنْبَر ,حالا ,دلالت می‌کند ,کلمه مِنْبَر ,گفته می‌شود ,الله یعنی ,کلمۀ اسم،
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تولد حضرت مهدی (عج)

حکیمه خاتون علیهاالسلام ، عمه امام حسن عسکری علیه السلام نقل می کند: وقتی هنگام تولد مهدی(عج) رسید، امام زمان(عج) را دیدم رو به قبله به سجده افتاد. سپس دستش را بلند کرد و گفت: «به یکتایی خدا گواهی می دهم و اینکه جدّم، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، و پدرم امیرمؤمنان علیه السلام ، وصی رسول خداست». سپس یک یک امامان را شمرد تا به خود رسید. امام زمان(عج) از هنگام تولد تا زمانی که پدرش به شهادت رسید، مخفی بود و فقط تعداد خاصی از یاران، او را می دیدند و مسائل خود را از ایشان می پرسیدند. حضرت هنگام رحلت پدر، پنج سال داشت. چنان که در روایات آمده، محل زندگی امام زمان(عج) در دوران کودکی همچون محل زندگی حضرت موسی علیه السلام مخفی بود تا از گزند طاغوتیان محفوظ باشد.

 

معرفی امام به شیعیان

از آنجا که ولادت امام دوازدهم(عج) به صورت پنهانی انجام گرفت، بیم آن بود که شیعیان در شناخت آخرین حجت پروردگار به اشتباه و گمراهی گرفتار آیند. امام عسکری علیه السلام وظیفه داشت فرزند خود را به گروهی از بزرگان شیعه و افراد مورد اعتماد معرفی کند. آنان نیز خبر ولادت او را به دیگر پیروان اهل بیت علیهم السلام می رساندند تا ضمن معرفی آن بزرگوار، تهدیدی متوجه آخرین سفیر حق نگردد. محمد بن عثمان و چند تن دیگر از بزرگان شیعه نقل می کنند: چهل نفر از شیعیان نزد امام یازدهم گرد آمدیم. آن حضرت، فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: «پس از من، این امام شما و جانشین من است. از او فرمان برید و بعد از من در دین خود پراکنده نشوید که هلاک خواهید شد و از امروز به بعد او را دیگر نخواهید دید».

 

نشانه ای برای امامت

احمد بن اسحاق، از بزرگان شیعه و یاران امام یازدهم علیه السلام می گوید: خدمت آن حضرت شرفیاب شدم و می خواستم در مورد امام بعد از او سؤال کنم، ولی پیش از آنکه سخنی بگویم فرمود: «ای احمد! همانا خدای متعالی از آن زمان که آدم علیه السلام را آفرید، زمین را از حجت خود خالی نگذاشته است و تا قیامت نیز چنین نخواهد کرد! به واسطه حجت خدا، بلا از اهل زمین برداشته می شود و به [برکت وجود او] باران باریده و بهره های زمینی بیرون می آید».

 

بقیة اللّه

احمد بن اسحاق می گوید: روزی نزد حضرت عسکری رفتم و پرسیدم: ای پسر رسول خدا! امام و جانشین پس از شما کیست؟ پس آن حضرت به درون خانه رفت و بازگشت در حالی که پسری سه ساله که صورتش همچون ماه تمام می درخشید بر دوش خویش داشت و فرمود: «ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای متعالی و حجت های او گرامی نبودی، پسرم را به تو نشان نمی دادم. همانا او هم نام و هم کنیه رسول خدا و کسی است که زمین را از عدل و داد پر می کند». گفتم: سرور من! آیا نشانه ای است که قلبم به آن آرام گردد؟ در این هنگام، کودک لب به سخن گشود و به زبان عربی روان گفت: «من بقیة اللّه در زمین هستم که از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت. ای احمد بن اسحاق! پس از اینکه با چشم خود می بینی در پی نشانه مباش».

 

همچون ستارگان

امام صادق علیه السلام فرمود: «امامان درهای الهی هستند و مردم به وسیله آنان وارد دین می شوند و اگر آنان نباشند دین شناخته نمی شود». پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز می فرماید: «همچنان که اگر ستارگان نباشند، آسمان نابود می شود، اگر اهل بیت من هم روی زمین نباشند، اهل زمین هلاک می گردند».

 

نبوت و امامت باید در میان انسان ها وجود داشته باشد؛ زیرا انسانی که از جسم و روح تشکیل شده، روح مجردش که همواره در پی حقیقت است، در تشخیص راه دچار مشکل می شود و در این مورد، نیاز به راهنما و امام ضروری است.

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: امام ,علیه ,السلام ,حضرت ,زمین ,احمد ,علیه السلام ,بزرگان شیعه ,امام زمان ,خدای متعالی ,بقیة اللّه
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

ماه ربیع الاول آغاز شده است؛ ماهی که در آن حوادث تاریخی مهمی اتفاق افتاده است که از آن جمله، حادثه مهم و تاریخی لیله المبیت، هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق علیه السلام، ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه علیها السلام، آغاز امامت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه و هلاکت یزید بن معاویه از جمله حوادث فرخنده این ماه است. همچنین غزوه بنی نضیر در سال چهارم هجری، صلح امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه در سال 41 قمری، شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 قمری، واقعه احراق مکه در هنگام جنگ یزید با عبدالله بن زبیر در سال 64 قمری، حادثه صاحب زنج و قتل 300 هزار نفر از مردم بصره به دست موفق عباسی در سال 258 از دیگر حوادث مهم ماه ربیع الاول است.

 

مناسبت های ماه ربیع ‎الاول:

 

  شب اول ربیع الاول:

 

این شب به نام «لیله المبیت» مزین است، در این شب یک حادثه مهم تاریخی واقع شده است؛ در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(ص) از مکه به قصد هجرت به سوی مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیرمؤمنان حضرت علی(ع) برای اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر آن حضرت خوابید و مشرکان قریش که خانه رسول خدا(ص) را محاصره کرده بودند، به گمان آن که ایشان در بستر آرمیده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشیرهای برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه(ص) را بکشند، حضرت علی (ع) را دیدند که از آن بستر برخاست، بدین ترتیب، پیامبر گرامی اسلام(ص) در فرصتی مناسب خود را از چنگال مشرکان قریش نجات داد و امام علی(ع) نیز با این فداکاری، عشق، علاقه و برادری خود را نسبت به ایشان نشان داد؛ این در حالی بود که هر زمان ممکن بود کسی را که در آن بستر خوابیده بود به قتل برسانند. بنابراین آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ; (سوره بقره، آیه 207) بعضی از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند; و خداوند نسبت به بندگان مهربان است» در حق امیرالمومنین (ع) نازل شد. سال هجرت رسول خدا (ص) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحولی عظیم در جهان اسلام روی داد.

 

روز هشتم ربیع الاول:

 

 در روز هشتم این ماه در سال 206 هجری قمری، شهادت امام حسن عسکری(ع) طبق روایتی واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزمان، حجه بن الحسن ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ آغاز گردید. روز دهم ربیع الاول: روز ازدواج رسول خدا (ص) با حضرت خدیجه کبری(ع) است به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزاری مستحب شمرده شده است.

 

 روز دوازدهم ربیع الاول:

 

 این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینی و مسعودی و همچنین مشهور میان اهل سنت، روز ولادت با سعادت نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) است. همچنین در این روز، رسول خدا (ص) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکه و مدینه را پیمودند وارد مدینه شدند و نیز روز انقراض دولت بنی مروان در سال 132 هجری قمری است.

 

روز چهاردهم ربیع الاول:

 

در سال 64 هجری قمری در چنین روزی، یزید بن معاویه به هلاکت رسید. وی پس از سه سال و نه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمی بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت حضرت ابی عبداللّه الحسین (ع) و یارانشان است - در سن سی و هفت سالگی در منطقه «حوران» زندگیش به پایان رسید; جنازه اش را در دمشق دفن کردند، ولی اکنون اثری از آن نیست.

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: حضرت ,ربیع ,الاول ,امام ,رسول ,علیه ,ربیع الاول ,حضرت محمد ,شهادت حضرت ,هجری قمری ,قمری، شهادت
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

سر نماز، شبیه حرم امام رضاست. این کفشاتو در بیار سر نماز وایسادی! با کفش نمیشه نماز بخونی. شبیه حرم امام رضاست!

 

دم در کفش دارا کفشتو می‌گیرند. - کفشتو بده!

کفش هم که می‌دونید یعنی چی؟ تو قران کفش یعنی چی؟

"إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ۖ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى"

]منم پروردگار تو، نعلین (همه علایق غیر مرا) از خود به دور کن که اکنون در وادی مقدس طوی (و مقام قرب ما) قدم نهاده‌ای. [

 

إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ۖ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

کفش هاتو در بیار. تو اومدی به وادی مقدس طوی. الان اینجا جایی ایستادی که من با تو صحبت کردم. این کفش میگن فکر دنیا و اهل‌وعیال رو از ذهنت خارج می‌کنه. تو روایت هست. کفشتو می دی. یعنی فکر دنیارو میدی. فکر دنیا رو بده؛ برو حرم. بعد میگی "السلام علیک یا علی بن موسی الرضا‎"، آقا سلام.

آقا می‌فرماید که: چی می‌خواستی؟ برای گرفتاریت اومدی؟

میگی نه! کفشمو درآوردم دم در. آقا تو خوبی؟چقدر تو نازنینی!

بعد زیارت امین‌الله می خونی. یک کلمه دعا برای دنیا نمی‌کنه. می گه چقدر عالیه همه‌چیز!

سر نماز شبیه حرم امام رضاست. می گه کفشاتو در بیار سر نماز وایسا. با کفش نمیشه نماز بخونی!

 

 

ادامه مطلب ، فیلم و صوت  

سر نماز کفشاتو دربیار! 


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: نماز ,کفشاتو ,کفشتو ,یعنی ,امام ,بیار ,امام رضاست ,بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ ,الْمُقَدَّسِ طُوًى ,وادی مقدس ,کفشاتو دربیار ,بِالْوَادِ الْمُقَد
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

ماه "ربیع الاول" همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها می باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست. در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است. زیرا میلاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و می توان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتی مانند آن به خود ندیده است.

 

ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله، اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا ابا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.

 

ماه "ربیع الاول" همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها می باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست. در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است. زیرا میلاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و می توان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتی مانند آن به خود ندیده است. چرا که او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیکترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او می باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست. و گویا روزی است که کاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شاملترین رحمتها، برترین برکتها، زیباترین نورها و مخفی ترین اسرار در آن پی ریزی شده است.

 

پس بر انسان مسلمان که برتری رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش می باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما "آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم".

 

 مهمترین اعمال این ماه

شب اوّل:

 

این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخی واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوی مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مۆمنان علی(علیه السلام) برای اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) خوابید

 

آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ؛ بعضی از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: خداوند ,علیه ,الله ,بهار ,رسول ,زمین ,الله علیه ,ربیع الاول ,میلاد رسول ,زیرا میلاد ,توان ادعا ,زمین رحمتی مانند ,ذخایر برکات خداوند ,ربیع الاول ه
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

نماز صبح برخلاف تصور همه از اهمیت ویزه ای برخوردار است ولی امروزه متاسفانه به دلیل تغییر سبک زندگی، اکثر افراد نماز صبحشان قضا می شود. آسمونی در این مقاله تعدادی از فضایل خواندن نماز صبح را برای شما عزیزان عنوان می کند.

 

اهمیت نماز صبح (به ویژه نماز جماعت صبح) از نظر قرآن و روایات:

 

الف) از نظر قرآن:

 

قرآن می فرماید: «أَقِمِ الصّلاةَ لِدُلُوكِ الشّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللّیلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُودًا»؛

 

نماز را از زوال خورشید، تا نهایت تاریکی شب، (نیمه شب) بر پادار و همچنین قرآن فجر (نماز صبح) را؛ چرا که قرآن فجر، مورد مشاهده (فرشتگان شب و روز) است.

 

طبق روایاتی در ذیل آیه شریفه وارد شده است، مقصود از «قرآن الفجر» نماز صبح است و این روایات را دانشمندان شیعه و اهل تسنن نقل کرده اند.

 

امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) فرموده اند: منظور از «قرآن الفجر» نماز صبح است.

 

برخی از نکات این آیه شریفه:

 

اهمیت و جایگاه ویژه نماز صبح نسبت به سایر نمازها (ان قرآن الفجر کان مشهودا).

 

مطلوبیت و فضیلت اقامه نماز صبح در اول وقت (طلوع فجر).

 

نماز صبح در اول فجر، مورد شهود و نظاره ویژه «ملائکه شب و روز» است و هر دو گروه ثواب نماز صبح را مینویسند.

 

اهتمام به اقامه نماز صبح همراه با جماعت.

 

احتمال دارد که ذکر صفت مشهود برای نماز صبح، نوعی تشویق به این باشد که شایسته است انجام آن در معرض شهود و دید همگان باشد.

 

علامه طباطبایی می فرماید: «روایات از طرق عامه و خاصه متفقاً جملی «ان قرآن الفجر کان مشهودا» را تفسیر کرده اند به اینکه : نماز صبح را هم ملائکه شب (در موقع مراجعت) و هم ملائکه صبح (در موقع آمدن) می بینند».

 

و نیز در بحث روایتی، پس از نقل اخبار در ذیل آیه شریفه می فرماید : «تفسیر مشهود بودن «قرآن فجر» در روایات شیعه و سنی، به اینکه چون ملائکه شب و روز آن را می بینند، آن قدر در این دو طایفه بسیار است که نزدیک است به حدّ تواتر برسد و در بعضی از آنها همان طور که گذشت، شهادت خدا و دیدن مسلمین نیز اضافه شده است».

 

نماز تنها عبادتی است که به نام «قرآن» توصیف شده است (قرآن الفجر).

 

قرآن و تلاوت آن در نماز، محور اصلی است. (قرآن الفجر)

 

«قرآن الفجر» در آیه عطف است به کلمه «الصلوة» که تقدیرش چنین می شود: «و اقم قرآن الفجر» که مراد از آن، نماز صبح است و چون مشتمل بر قرائت قرآن است، آن را «قرآن صبح» خوانده؛ چون روایات همه متفق اند بر اینکه مراد از «قرآن الفجر» همان نماز صبح است.

 

 

برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید


مسجد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: نماز ,قرآن ,«قرآن ,الفجر» ,روایات ,الفجر ,قرآن الفجر ,«قرآن الفجر» ,الفجر» نماز ,اقامه نماز ,فجر، مورد
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل

معرفی کسب و کارهای تهران مدل لباس شیک فایل , دانلود پروژه های تخصصی طراحی گرافیکی my graphy جلال ژاله شرکت خدماتی بازرگانی پایا بردیای ایرانیان مرکز فروش فلزیاب | طلایاب | دفینه آسانسور و پله برقی فوجی